جستجو

صفات و سجاياى حضرت كاظم (ع) -- محمد موسی زکی

صفات و سجاياى  حضرت كاظم (ع) 

 

امام داراى قامتى معتدل بود .

صورتش نورانى و گندمگون و رنگ مويش سياه و انبوه بود .

 بدن شريفش از زيادى عبادت ضعيف شد , ولى همچنان روحى قوى و قلبى تابناك داشت .

 امام كاظم به تصديق همه مورخان , به زهد و عبادت بسيار معروف بوده است .

 موسى بن جعفر از عبادت و سختكوشى به عبد صالح معروف و درسخاوت و بخشندگى مانند نياكان بزرگوار خود بود .

 

در ادامه می بینید...


صفات و سجاياى  حضرت كاظم (ع) 

 

امام داراى قامتى معتدل بود .

صورتش نورانى و گندمگون و رنگ مويش سياه و انبوه بود .

 بدن شريفش از زيادى عبادت ضعيف شد , ولى همچنان روحى قوى و قلبى تابناك داشت .

 امام كاظم به تصديق همه مورخان , به زهد و عبادت بسيار معروف بوده است .

 موسى بن جعفر از عبادت و سختكوشى به عبد صالح معروف و درسخاوت و بخشندگى مانند نياكان بزرگوار خود بود .

 بدره هاى ( كيسه هاى ) سيصددينارى و چهارصد دينارى و دو هزار دينارى مي آورد و بر ناتوانان و نيازمندان تقسيم مي كرد .

 از حضرت موسى كاظم روايت شده است كه فرمود : پدرم - امام صادق (ع) - پيوسته من را به سخاوت داشتن و كرم كردم سفارش ميكرد .

 امام ( ع ) با آن كرم و بزرگوارى و بخشندگى خود لباس خشن بر تن مي كرد ,چنانكه نقل كرده اند : امام بسيار خشن پوش بود و اين خودنشان ديگرى است از بلندى روح و صفاى باطن و بي اعتنايى آن امام به زرق و برقهاى گول زننده دنيا .

 امام موسى كاظم ( ع ) نسبت به زن و فرزندان و زيردستان بسيار با عاطفه ومهربان بود .

 هميشه در انديشه فقرا و بيچارگان بود , و پنهان و آشكار به آنهاكمك مي كرد .

 برخى از فقراى مدينه او را شناخته بودند اما بعضى - پس از تبعيدحضرت از مدينه به بغداد - به كرم و بزرگواريش پى بردند و آن وجود عزيز راشناختند .

 

امام كاظم ( ع ) به تلاوت قرآن مجيد انس زيادى داشت .

 قرآن را باصدايى حزين و خوش تلاوت ميكرد .

 آن چنان كه مردم در اطراف خانه آن حضرت گردمي آمدند و از روى شوق و رقت گريه ميكردند .

 بدخواهانى بودند كه آن حضرت واجداد گراميش را - روى در روى - بد مي گفتند و سخنانى دور از ادب به زبان ميراندند , ولى آن حضرت با بردبارى و شكيبايى با آن ها روبرو مي شد و حتى گاهى با احسان آنها را به صلاح مي آورد , و تنبيه مي نمود.

 تاريخ , برخى از اين صحنه ها را در خود نگه داشته است .

 لقب كاظم از همين جا پيدا شد .

 كاظم يعنى : نگه دارنده و فروخورنده خشم .

 اين رفتار در برابر كسى يا كسانى بوده كه از راه جهالت و نادانى يا به تحريك دشمنان به اين كارهاى زشت و دور از ادب دست مي زدند .

 رفتار حكيمانه و صبورانه آن حضرت ( ع ) كم كم , بر آنان حقانيت خاندان عصمت و اهل بيت ( ع ) را روشن مي ساخت , اما آنجا كه پاى گفتن كلمه حق - در برابر سلطان و خليفه ستمگرى - پيش مي آمد , امام كاظم ( ع ) مي فرمود : قل الحق و لو كان فيه هلاكك يعنى : حق را بگو اگرچه آن حقگويى موجب هلاك تو باشد .

 ارزش والاى حق به اندازه اى است كه بايد افراد در مقابل حفظ آن نابود شوند .

 در فروتنى - مانند صفات شايسته ديگر خود - نمونه بود .

 با فقرامي نشست و از بينوايان دلجويى مي كرد .

 

بنده را با آزاد مساوى مي دانست ومي فرمود همه , فرزندان آدم و آفريده هاى خداييم .

 از ابوحنيفه نقل شده است كه گفت : او را در كودكى ديدم و از اوپرسش هايى كردم چنان پاسخ داد كه گويى از سرچشمه ولايت سيراب شده است . براستى امام موسى بن جعفر ( ع ) فقيهى دانا و توانا و متكلمى مقتدر و زبردست بود .

 محمد بن نعمان نيز مي گويد : موسى بن جعفر را دريايى بي پايان ديدم كه مي جوشيدو مي خروشيد و بذرهاى دانش به هر سو مي پراكند .

  امام موسى  ( ع ) به جرم حقگويى و به جرم ايمان و تقوا و علاقه مردم زندانى شد .

  آن حضرت به جرم فضيلت و اينكه از هارون الرشيد درهمه صفات و سجايا و فضائل معنوى برتر بود به زندان انداختند .

 شيخ مفيد درباره آن حضرت ميگويد : او عابدترين و فقيه ترين و بخشنده ترين و بزرگ منش ترين مردم زمان خود بود , زياد تضرع و ابتهال به درگاه خداوند متعال داشت .

 اين جمله را زياد تكرار ميكرد : اللهم انى أ شأ لك الراحة عند الموت و العفوعند الحساب ( خداوندا در آن زمان كه مرگ به سراغم آيد راحت و در آن هنگام كه در برابر حساب اعمال حاضرم كنى عفو را به من ارزانى دار ) .

 امام موسى بن جعفر ( ع ) بسيار به سراغ فقرا ميرفت .

 شبها در ظرفى پول و آرد و خرما مي ريخت و به وسايلى به فقراى مدينه ميرساند , در حالى كه آنها نميدانستند ازناحيه كسى است .

 هيچكس مثل او حافظ قرآن نبود , با آواز خوشى قرآن مي خواند ,قرآن خواندنش حزن و اندوه مطبوعى به دل ميداد , شنوندگان از شنيدن قرآنش ميگريستند , مردم مدينه به او لقب زين المجتهدين داده بودند .

 مردم مدينه روزى كه از رفتن امام خود به عراق آگاه شدند , شور و ولوله و غوغايى عجيب كردند .

آن روزها فقراى مدينه دانستند چه كسى شبها و روزها براى دلجويى به خانه آنها مي آمده است .

 

منبع :بلاغ

امتیاز دهی
مطالب مرتبط
نظرات
نوشتن دیدگاه جدید

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید