عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

رحلت جانگداز حضرت ختمی مرتبت، پیامبر رحمت و مهربانی، محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلم) و شهادت مظلومانة سبط اکبر ایشان، کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) و شهادت غریبانه حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (علیه السلام) را به محضر مبارک حضرت ولیعصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و عموم مسلمانان و شیعیان جهان تسلیت و تعزیت عرض می نمایم.

آن حضرات، تجلیگاه صبر، کرامت، علم و ولایت بودند و با پاسداری از دین و تربیت امت، رسالت بزرگ خویش را تا آخرین لحظات حیات خویش ادامه دادند. امید که خداوند متعال، همه ما را از رهروان صادق و پیروان حقیقی آن بزرگواران قرار دهد و توفیق بهره مندی از شفاعتشان را نصیب همگان گرداند.

درامورعمومی همه مسئولیم: 


درقسمت قبل گفته شد که همه کاره نباشیم وبه هرکار مشغول نشویم که این گونه اشتغال ها، نتایج کافی ندارد اماباید توجه داشت که بعض موضوعات فقط با حمایت، همراهی و تأیید عمومی پیش می‌رود و بی مشارکت همگانی به نتیجه نمی‌رسد؛

لذا رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) دربیانی فرمودند: «همگی شما نگهبانید و همگی شما در برابر آنچه زیر نظر دارید، مسئولید» (منیة المرید، جلد ۱، صفحه ۳۸۱).

این سخن پیامبر رحمت (صلی الله علیه وآله وسلم) یکی ازاصول قانون اساسی زندگی اجتماعی در اسلام است. مسئولیت نه به حاکمان اختصاص دارد و نه به نهادها؛ از تک‌تک ما آغاز می‌شود؛ ازخانواده تا محل، از فضای مجازی تا میدان حقیقی و عمل.

فرزندان ما، دانش‌آموزان ما، همسایگان ما و حتی نسل‌های که هنوز نیامده‌اند، همگی زیر سایه مسئولیت ما هستند.

 و باز آن حضرت فرمود:

«هرکه صبح کند و به امور مسلمانان اهتمام نورزد، مسلمان نیست.» (الکافی، جلد ۲، صفحه ۱۶۳).

یعنی آن‌که دلش برای دیگری نتپد و دغدغه جامعه را نداشته باشد، حقیقت ایمان را نچشیده است. ایمان راستین، به نماز و روزه‌ ای تنها نیست؛ در گرو «اموردیگری» است؛ در گرو آن‌که درد همسایه را درد خود بدانیم و رنج جامعه را رنج خویش.

برخی امور، امور «خاص»اند و برخی امور «عام»؛ اموری که تنها با حمایت و تأیید عمومی پیش می‌رود و بی مشارکت همگانی به نتیجه نمی‌رسد، در چنین اموری است که دخالت عموم و امر به معروف و نهی از منکر، نه یک عمل اختیاری بلکه ضرورت بقای جامعه می‌شود؛ آن هم در حد نیاز و به اندازه توان.

کجای کار می‌لنگد؟

چرا سکوت، بی خیالی وبی طرفی خریدار دارد؟

چون اکثریت ما انسان های ساکت، بی خیال وبی تحرک را بیش از مردمان زنده، مسئولیت پذیر و وظیفه شناس دوست داریم. مصلحت شخصی را برمصلحت جمعی مقدم می داریم، آبادانی ظاهرما بر آبادانی عموم انسان‌ها می‌چربد وبرای مردم بودجه نمی‌گذاریم. این ارزش گذاری ما برخلاف ارزش های دین وبیان رسول خاتم(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است.درحالی که مقصراصلی چنین وضعی، آن بخش از جامعه است که تماشاگر می‌مانند و مسئولیت را بر دوش دیگران می‌اندازند.

قرآن نسخه ای تغییر راچنین نوشته است:

خداوند حال گروهی را تغییر نمی‌دهد، مگر آن‌که آنان حال خود را تغییر دهند. (سوره رعد، آیه ۱۱).

یعنی هیچ تحول اجتماعی‌ از بیرون جامعه آغاز نمی‌شود؛ تغییر از دل ما شروع می‌شود، از صبحی که با دغدغه دیگران بیدار شویم، از شبی که برای فردای جامعه نگران باشیم و از روزی که «من مسئولم» را جایگزین «به من چه؟» کنیم؛ تا همه ای ما فردا در برابر پرسش «چرا کوتاهی کردی؟» پاسخی جز پشیمانی نداشته باشیم.

البته درمواردخاصی افرادی عذردارندیاتاثیری ندارند ویا به حدکفایت نیرو به وظایف پیش رو مشغولند. اماکسانی که برنامه همیشگی زندگی شان بی تفاوتی،گوشه گیری، به خود مشغول بودن ودیگران را ندیدن است، حتما" مقصرند.

تحرک درموضوعات خاص غرض ورزی است:

غرض ورزی یعنی رفتار کردن بر اساس منافع شخصی، هوای نفس و هدف‌های خودخواهانه؛ به‌جای آنکه فرد بر اساس حق، عدالت و خیر عمومی عمل کند.

 بسیار تلخ است وقتی می‌بینیم در مواجهه با امور حیاتی و مسائل خاص جامعه، بعضی از دغدغه‌ها از سر وظیفه نیست بلکه از سر منفعت یاعداوت است. باید دانست که همان‌گونه که پرداختن به امور خاص (با نگاهی حق‌طلبانه) یک نوع مسئولیت‌پذیری و عبادت است اما اگر این پرداختن‌ها و مداخله ها، با هدف رسیدن به منافع شخصی، انتقام گیری، گروه‌بندی یا جلب توجه باشد، چیزی جز غرض‌ورزی نیست و غرض‌ورزی همان استفاده ای ابزاری ازحق طلبی، امر به معروف، نهی ازمنکر یا حمایت اجتماعی برای رسیدن به مقاصد نفسانی است؛ این همان نقطه‌ای است که در آن به‌جای اصلاح جامعه، در حال تغذیه‌ای امیال وخواسته های شخصی خویش هستیم و مسیر رسیدن به تغییر (آیه ۱۱ سوره رعد) را مسدود می‌کنیم.

 باید میان"مسئولیت‌پذیری" و "غرض‌ورزی" مرزی روشن بکشیم. همان‌قدر که مداخله در امور خاص و حمایت از حق، وظیفه‌ای الهی واجتماعی است، همان‌ اندازه هم باید مراقب باشیم که این مداخله ها به "غرض‌ورزی" بدل نشود. وقتی پشت پرده‌ای دفاع از حق، در پی رسیدن به سهم شخصی یا جلب اعتبار کاذب باشیم؛ در این حالت ما دیگر"مسئول امین" نیستیم، بلکه بازیگرمنافع شخصی هستیم که با نقاب خیرخواهی، جامعه را به سوی فرسایش پیش می‌بریم. غرض‌ورزان تغییر اجتماعی ایجاد نمی‌کنند، بلکه فقط منافع خود را تغییر داده، از مسیر حق خارج شده و بنیادهای جامعه را تضعیف می کنند. بدین جهت امام علی (علیه السلام) درخطبه 40 نهج البلاغه گفتارغرض آلود را" سخن حقّى می داند كه از آن باطل اراده شده است" (إِنَّهَا كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ).

 ادامه دارد ... .



:: بازدید از این مطلب : 25
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
ن : majallehaqiqat
ت : سه‌شنبه 20 مرداد 1405
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید