*تکمیل مطلب قبلی :*
درقسمت قبل گفته شدکه ساکنان زادگاهم سه طایفه بودند. اما این تمام قصه نبود. در دیارم، مردمانی ازتبارهای دیگر نیز بودند مثل سادات سرافراز شیعه وسنی و دیگرانی که حضورشان، گرمابخش این سرزمین بود.
به سادات سنی مذهب که ساکن قریه های ازبک(ازبیک)نشین بودند، "ایشان" گفته می شد.
به یاد دارم، در سالهای تبآلود ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸، سرمعلم(مدیر)مکتب دولتی، خود از همین "ایشان" ها بود که با وجود تفاوت مذهب، نور دانش را حتی در دل متعلمین شیعه میافروخت. اینان انگشت شمار، درجمع سه طایفه اصلی بودند وجدا ازآنان محسوب نمی شدند.
*ترکستان: آغوش مهاجران*
*خطرات و خاطرات 7 * محمدموسی زکی
امتیاز دهی
*خطرات و خاطرات 5 * محمدموسی زکی
برای آنکه خوانندگان عزیزالقدر بیش از این درانتظار اصل خاطرات نمانند، با اختصاربیشتر، معنای واژگان پرکاربرد وکلیات مقدماتی را بیان میکنم و از پرداختن به جزئیات، در این فرصت، صرف نظر مینمایم. بحول الله و قوته.
*انقلاب اسلامی* :
تا به اینجا با مفهوم انقلاب آشنا گشتید. انقلاب، اقسامی دارد؛ یکی از آن اقسام، "انقلاب اسلامی" است که قهرمان اصلی قصه(خاطرات) پیش رو نیز همان است.
انقلاب اسلامی، دگرگونی بنیادی است در تمام زمینههای اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، حقوقی، سیاسی و...، بر اساس تعالیم اسلام. در این انقلاب، تلاشها بر آن است که مقررات، قوانین و برنامههای اسلامی، در تمام شئون زندگی امت مسلمان، به ظهورو بروز برسد.
*مبارزه* :
امتیاز دهی
صفحه قبل1صفحه بعد
تعداد صفحات: 1