جستجو

*خطرات و خاطرات 7 * محمدموسی زکی

  *تکمیل مطلب قبلی :*  
 درقسمت قبل گفته شدکه ساکنان زادگاهم سه طایفه بودند. اما این تمام قصه نبود. در دیارم، مردمانی ازتبارهای دیگر نیز بودند مثل سادات سرافراز شیعه وسنی و دیگرانی که حضورشان، گرمابخش این سرزمین بود.
به سادات سنی مذهب که ساکن قریه های ازبک(ازبیک)نشین بودند، "ایشان" گفته می شد.
 به یاد دارم، در سال‌های تب‌آلود ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸، سرمعلم(مدیر)مکتب‌ دولتی، خود از همین "ایشان" ها بود که با وجود تفاوت مذهب، نور دانش را حتی در دل‌ متعلمین شیعه می‌افروخت. اینان انگشت شمار، درجمع سه طایفه اصلی بودند وجدا ازآنان محسوب نمی شدند.
 *ترکستان: آغوش مهاجران* 


ترکستان... نامی که شکوه گذشته را در خود نهفته داشته ودارد. روزگاری، این سرزمین، مهد تمدنِ ازبکان بود؛ قوم ترک، تاریخ‌سازِ این دیار بودند. تقدیر، سرنوشتی رقم زد که در گذر صده‌(سده)ها، اقوام دیگر نیز  چه با رغبت و چه از سر اجبار  به این سرزمین کوچیدند و در کنار ازبکان، فصلی نو از زندگی را آغاز کردند.
به  دلیل همین قدمت ووفور ازبک ها درسمت شمال افغانستان، شهرت قبلی شمال افغانستان، ترکستان بود. 
  * کوچ تدریجی قندهاری ها به ترکستان:*
قصه‌ای کوچ؛
  قندهار(قدیم)... روزگاری، مهد تمدن و فرهنگ بود اما طوفان حوادث، برخی مردمانش را وادار به هجرت کرد.
مردمی که ازقندهار مهاجرشدند، بخشی ابتدا راهیِ قندوز(قطغن) و شولگر شدند و همچنین به سوزمه قلعه آمدند. برخی از این کوچندگان قندهار، پیش از رسیدن به سوزمه قلعه، مدتی دربغاوی واطراف شهر سرپلِ کنونی سکونت گزیدند؛ گواه این مدعا، قبرهای نیاکانشان است که در این دیار، خاموش آرمیده‌اند. گروهی نیز توقفی در غور داشته، بعد به سوزمه قلعه رسیدند.
اما بودندخانواده‌های(مثل کسانی که دیرتر از قندهار به سوزمه قلعه آمدند) که مستقیم از قندهار راهی سوزمه قلعه شدندودرهیچ جای دیگرِ صفحات شمال توقف نکردند.
ساکنان این دیار، این تازه‌واردان را "قندهاری" یادمی کردند؛ همان‌گونه که به ساکنان کوتاه مدت در غور، "غورکی" می‌گفتند و به کوچندگان به شولگر(بوینه قره)، لقب "بوینه قره ای" داده بودند.
(اگر طالب دانستنِ جزئیات بیشتری باشید، با بزرگسالان به گفتگو بنشینید؛ آنان تاریخ زنده‌ ای جامعه اند).
 *زمین ومالچر:ارمغان مهاجران شیعه* 
از قلب هزاره‌جات(مرکز کشور) که کوچندگان هزاره تبار، بارِ هجرت بستند وبه سوزمه قلعه رسیدند، از ازبکان منطقه، زمین زراعی خریدند و یا با دستان پینه‌بسته، زمین‌های بایر و موات را احیا کردند، مالداران شیعه نیز مثل هزاره های شیعه زمین زراعی خریدند ومالچرتهیه کردند. گله‌های خود را به چراگاه‌های سنگتوده و آبدان روانه ساختند؛ دشت‌هایی که سخاوتمندانه، آغوش خود را برای پذیرایی از دام‌هایشان گشوده بودند. به این ترتیب معاملات و زندگی پیروان مذاهب جعفری وحنفی به خوبی جریان وادامه یافت.
اظهارنظردقیق وکامل درمورد محدوده ای بخش های مالچر و زراعیی منطقه و این که دولت چه اندازه زمین بایر وموات را به ناقلین ومهاجران نو رسیده بخشیده بود،
 نیاز به مطالعه وارزیابی تفصیلی دارد؛همان گونه که بیان کامل چنین مطالب از حوصله‌ ای این روایت خارج و ازظرفیت این‌ مجموعه افزون است.
 *مهاجران انقلاب: بازگشت به وطن* 
ازقضا بخشی ازمهاجران قندهاری در دوران جهاد باکمونیست ها مجبور به هجرت به بیرون کشور شدند و امروز... چرخ فلک بار دیگر چرخیده است. بخشی از همان مهاجران دیروز که در ایران، روزگار گذرانده بودند، کوله‌بار خودرا بستند ویامامور دستگیرشان کرده، به وطن بازگشتند. اما این بازگشت، با چالش‌های تازه‌ای همراه است ومتفاوت ازهجرت های گذشته درافغانستان و بعض کشورهاست.
شاید نقل خلاصه ای از خاطره ای یکی ازنویسندگان افغانستانی، حکایتگر فضای هجرت این ایام باشد و تصویری از روزهای تلخِ فعلی مهاجرت را به نمایش بگذارد:
*اتهام جاسوسی :* 
"در تابستان 1375شمسی ۲۴روز به کابل ماندم. هدف اصلی‌ از سفربه کابل، گردآوری‌ داده‌ها و مواد خام و مطالعات میدانی برای دو جزوه بود... . درمحل اقامتم یک شب، هنوز خواب نرفته بودم، یکی از حاضران از دیگران پرسید: همین آدم (یعنی من) چیکاره است؟ 
 آقای م. س (از  افراد شاخص ...) در پاسخ سئوال‌کننده گفت: جمهوری اسلامی ایران این جوان ها را سفرخرجی می‌دهد و به افغانستان می‌فرستد تا برای آنها جاسوسی کند!  من این اتهام مردافکن و وضوشکن را شنیدم  وصدای شکستن قلبم را هم شنیدم و خودم را به خواب زدم و تا امروز هم که سی سال از آن ماجرا می‌گذرد، هیچگاه به  آقای م.س    یادآوری نکردم که شما چنین اتهام ناروایی را به من چسپاندید! در حالی که خودش با فرزندنش از ایران آمده بود!  غرض این که وقتی رسانه های ایران پناهندگان افغانستانی را متهم به جاسوسی برای اسرائیل می‌کنند، با خودم می‌گویم: پناه بردن به دیاربیگانگان، ذاتاً انسان را در معرض اتهام جاسوسی قرار می‌دهد.
در کشور خود یا سایر کشورها، مورد اتهام قرار می‌گیردکه برای کشور میزبان جاسوسی می‌کند و درکشور میزبان، مورد اتهام قرار می‌گیرد که برای سایر کشورها جاسوسی می‌کند؛ در حالی که " آواره"  یک انسان بی‌پناه و رانده شده است که به قصد در امان ماندن به کشورهای دیگر می‌رود و هیچ انگیزه‌ای برای جاسوسی به نفع هیچ کشوری ندارد".
 *دعای ما: برای آگاهی و آسایش* 
ای خداوند، به سرزمین‌های اسلامی امنیت، آسایش و آگاهی ارزانی دار تا هیچ انسانی مجبور به ترک خانه و کاشانه‌ی خود نشود.
ادامه دارد... .🥀

امتیاز دهی
نظرات
نوشتن دیدگاه جدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران