عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
 
شعری از قیصر امین پور
 
طلوع می کند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

دوباره پلک دلم می پرد،نشانه چیست؟
شنیده ام که می آید کسی به مهمانی

در ادامه می بینید...


 

طلوع می کند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

دوباره پلک دلم می پرد،نشانه چیست؟
شنیده ام که می آید کسی به مهمانی
 
کسی که سبزتر از هزار بهار
کسی،شگفت کسی آن چنان که میدانی

کسی که نقطه آغاز هرچه پرواز است
تویی که در سفر عشق،خط پایانی

تویی بهانه آن ابرها که می گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی

تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد
بیا که می رود این شهر،رو به ویرانی

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق
بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی

شعر از قیصر امین پور
 

 



:: بازدید از این مطلب : 1270
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
ن : majallehaqiqat
ت : چهارشنبه 14 تیر 1391
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید