جستجو

نگاهی به شخصیت زن در اسلام

نگاهی به شخصیت زن در اسلام
 
نويسنده: عبدالرحمن العلوي- ترجمه: محمدحسين صادقي
 قسمت اول
 
زن چه موجودي است؟ چه تعاملي با او مي‌شود در پيش گرفت؟ آ يا زن مثل مرد از شخصيت و حقوق و عمل كرد و رفتار آزادانه و مبتني بر استقلال برخوردار است يا اين كه زن آفريده‌اي است كه براي زندگي به صورت بنده در خدمت مرد و تحت سيطره‌ي بي چون وچراي او آفريده شده است كه نمي‌تواند از قلمرویاراده‌ي او پا فراتر گذارد واز اندك ترين آزادي برا‌ي مناقشه ونقد وبررسي انديشه ونظريات او بر خوردا ر نيست؟
زن چيست؟ وچگونه بايد زندگي كند؟ وچگونه بايد پا به عرصه‌ي فعاليت وبا لندگي بگذارد؟

در ادامه می بینید...


 

     نگاهی به شخصیت زن در اسلام
 
 نويسنده: عبدالرحمن العلوي- ترجمه:  محمدحسين صادقي  
قسمت اول
       
زن چه موجودي است؟ چه تعاملي با او مي‌شود در پيش گرفت؟ آ يا زن مثل مرد از شخصيت و حقوق و عمل كرد و رفتار آزادانه و مبتني بر استقلال برخوردار است يا اين كه زن آفريده‌اي است كه براي زندگي به صورت بنده در خدمت مرد و تحت سيطره‌ي بي چون وچراي او آفريده شده است كه نمي‌تواند از قلمرویاراده‌ي او پا فراتر گذارد واز اندك ترين آزادي برا‌ي مناقشه ونقد وبررسي انديشه ونظريات او بر خوردا ر نيست؟
زن چيست؟ وچگونه بايد زندگي كند؟ وچگونه بايد پا به عرصه‌ي فعاليت وبا لندگي بگذارد؟
هدف حقيقيی را كه خداوند براي زن در نظر گرفته است؛ هدفي كه مناسب وسازگار با قابليت ها،استعداد‌ها وتوانايي هاي ذاتي اوست چه مي‌تواند باشد؟ آيا زن اين ويژگي‌ها واستعداد‌ها را تحت شعار برابري مرد آفريده شده است يا اين كه زن ومرد مكمل هم‌اند و هريك براي ديگري آفريده شده اند؟ چه نقشي براي زن ومرد در كانون خانواده زن ومرد با عصيان عليه فطرتش به دور اندازد؟ يا آن كه در پرتو اين قابليت‌ها به ايفاي نقش بپردازد؟ آيانقش براي زن در عرصه‌ي اجتماعي مي‌توان در نظر گرفت؟ آيا زن بايد به پاسداري كيان خانواده اقدام كند يا از اين نظام سر كشي كند واين به چه معنا خواهد بود؟ اين سوال ها وسوال هاي ديگري از اين دست، سوال هاي كهنه ونو همواره مطرح بوده وهست وبه ويژه بعد از موج جديد فشار وهجوم عليه موضع اسلام در باره‌ي زن وبا اين تصور كه حقوق زن در اسلام مورد بي توجهي قرار گرفته وزير پاگذاشته شده، روبه افزايش گزارده است. ما هر روز شاهد تبليغات جهت دار ومنفي عليه زن مسلمان هستيم كه در كنفرانس هاي مربوط به زنان وتحت شعار آزادي زن وشعار هاي از اين قبيل مطرح مي‌گردد تا كانون خانواده را بلرزاند واستقرار وثبات اين دژ با عظمت را كه حافظ كرامت زن ونقش وجايگاه رباني ومقدس اوست ، به ويراني كشاند. سعي ما بر اين است كه در اين گام كوچك به اين سوال ها پاسخ داده و به ترسيم مشخصات نقش زن در چارچوب انديشه‌ي اسلامي بپردازيم وديدگاه وموضع اسلام را در باره‌ي اين موجودکه- در تحمل مشقات زندگي وبرداشتن موانع دست وپاگير موجود در راه پر زحمت رسيدن به خدا نيمي از كار مرد را انجام مي‌دهد- مشخص سازيم.
زن پيش ازاسلام
پيش از ورود به اصل بحث بايد نگاهي سريع وگذرای داشته باشيم به تعامل با زن در دوره‌ي پيش از اسلام  
 در جوامع ابتدايي مرد حق خود مي‌دانست كه زن را به هرکس كه مي‌خوا ست بفروشد ويا هديه كند. زن بايد در آن چه ازسوي مرد به او دستور داده مي‌شد- چه شوهر يا پدرش- به صورت داوطلبانه يا از روي اجبار فرمان مي‌برد. او ملزم بود كه در هيچ امري مستقلانه از مرد عمل نكند؛ چه اين كار به او ارجاع مي‌شد ويا به مرد، اواز ميان وظايف، پر مشقت ترين آن را بايد به عهده مي‌گرفت. در بعضي قبايل ،زن باردار همين كه وضع حمل مي‌كرد بايد فورا براي تامين نياز هاي خانه به راه مي‌افتاد ومرد روزهای  چند در بستر او مي‌خوابيد وبه مداوا ودرمان به خودش مشغول بود  (1)
 
زنان در جامعه‌ي هند
در جامعه‌ی هند زنان بعد از وفات همسران شان هرگز ازدواج براي شان جايز نيست ودو راه در پيش دارند:  يا با اجساد شوهران شان در آتش بسوزند ويا با حالت خواري وذلت ادامه‌ي حيات دهند.اما در تمدن كلداني‌ها زن محكوم به تبعيت از شوهر است ودر صورت اخلال در تبعيت، مرد حتي حق اخراج زن از منزل رادارد ونيز حق دارد به ازدواج مجددعليه او اقدام كند.... اگر زن در تدبير امور منزل كوتاهي كند ويا به اسراف وتبذير ممكن بود او را بفروشد يا به كسي هديه كند يا اين كه برا‌ي كام جويي بپردازد، مرد مي‌تواند باتاييد دادگاه‌ها اورا به دريا غرق كند. زن در تمدن روم، موجود سرباري بودكه زمام حيات واراده اش به دست ارباب خانه بودواوهرچه درمورد زن مي‌خواست، دستش باز بود؛ او را قرض دهد. گاه ممكن بود زن را به جاي طلب وديني مي‌پرداخت وگاه برا‌ي قتل وزدن اوبه نيرنگ دست مي‌زد....اما درتمدن يوناني زن نسبت به تمام جرم هايش مورد مواخذه قرار مي گرفت اما حسنات ونيكي اوهيچ گونه پاداشي نداشت ومورد عنايت قرار نمي‌گرفت و كسي جانب او را نمي‌گرفت. در اين جامعه اگر مرد‌ي عقيم بودنش دانسته مي‌شد، بعضي از بستگان او را با همسرش همبستر مي‌كرد تا از او باردار گردد و پس از تولد فرزند او را فرزندخودش مي‌خواند.(3)
درمصرباستان هرگاه آب نيل رو به كاهش مي‌گذاشت، دختري را آرايش مي‌كردند ودر آن مي‌انداختند واعتقاد داشتندكه اين عمل به افزايش آب منجر مي‌گردد. زن در آفريقامثل گله هاي گوسفند در معرض فروش قرار مي‌گرفت ودر بسياري اوقات آنان را براي شخم زدن به گاو آهنمي‌بستند و... ارزش آنان از قيمت تخم مرغي بالاتر نبود. اگر احيانا از روي سر آنان سطل تخم مرغ فرو مي‌افتاد، حكم اعدام براي او صادرمي شد... مردم اين سرزمين در مجلس‌ها و جشن هاي‌شان براي اطعام وپذيرايي مهمانان به ذبح دختران مي‌پرداختند ) .4)
 در استراليا رمه هاي گوسفند ارزش بيشتر از زنان داشت زيرا پشم وشير به صاحبان اش مي‌دادند. كشتن زن جرم بزرگي محسوب نمي‌شد، در حالي كه زدن گاو شيرده جرم نابخشودني به حساب مي‌آمد. در روزهاي قحطي وگرسنگي به كشتن زن وخوردن گوشت او مي‌پرداختند... ودر ايران، زن از هيچ ارزش حقوقي واجتماعي بر خوردار نبود لذا آنان به ازدواج با محارم شان مي‌پرداختند به گونه‌ ي كه مرد با خواهر وعمه وخاله اش ازدواج مي‌كرد. از باب نمونه بهرام چوبين كه در قرن ششم ميلادي مي ‌زيست با خواهرش ازدواج كرد و يزد گرددوم پادشاه ساساني باخواهرش مرتكب زنا شد. (6)
    درتورات تحريف شده زن با عبارت "طعمي تلخ تر ازمرگ" توصيف مي‌گردد ومرد صالح درپيش گاه خدا فردي دانسته مي ‌شود كه زن نداشته باشد. از سويي در حالي كه درجمع هزارمرد مي‌شود مرد صالحي رايافت، در ميان تمامي زنان جهان نمي‌شود زن صالح يافت...اما در مسيحيت در رساله‌ي پولس آمده است: مرد مال زن نيست بلكه زن مال مرداستو مرد براي زن آفريده نشده است بلكه بر عكس زن برا‌ي مرد آفريده شده است          و به زن اجازه آموزش داده نمي‌شود ، او اجازه برتري جويي برمرد را ندارد ، بلكه بايد ساكت وخاموش باشد    (7)
امادر عرب جاهلي خيلي اتفاق مي‌افتاد كه آنان زنان را با شتر مبادله مي‌كردند و دربعضي قبيله ها‌ي عرب، زن بودن يادر اختيار داشتن زن را ننگ وعار تلقي مي‌كردند. زن وقتي مي‌خواست بچه به دنيا آورد بايد به بيابان مي‌رفت و حفره‌اي را آماده مي‌كرد تا نوزادش را در آن بگذارد و پس از زايمان اگر فرزندش پسر بود با استقبال وهلهله و شادي پذيرايي مي‌شد و به پدرش تبريك مي‌گفتند. اما اگر دختر بود در همان حفره زنده به گور مي‌شد ( 8   ) عرب استقلال و حرمتي براي زن قايل نبود. تعدد همسر هيچ مرزي نمي‌شناخت. وجود دختر رابه فال بد مي گرفتند وننگ به حساب مي‌آوردند ووجودپسر، مردان را- ولو هر چه زياد مي‌شدند - مسرور مي‌ساخت وحتي آنان پسران نامشروع راكه محصول زناي محصنه ي بود كه آنان مرتكب مي‌شدند، به فرزندي مي‌پذيرفتند وبلکه  گاه می شد که مردان بزرگ وسرشناسان شان درمورد پسري كه هريك اورا به فرزندي مي‌خواند به كشاكش ونزاع مي‌پر داختند (9)
 

حقوق زن در غرب

 درغرب پيش از طرح درخواست ها‌ي مربوط به مطالبه حقوق زن، صحبت درباره‌ي مطالبه حقوق انسان به عنوان انسان مطرح گرديد. انسان به طور كلي در جامعه غربي مورد ستم بود وكوچك ترين اعترافي به حقوق انسان مطرح نبود؛ بلكه انسان ها‌ي غربي ومردم آن سامان فقط ابزار و مهره هاي شطرنجي بودند كه امپراطور و پادشاه هر گونه که مي‌خواست بر آن ها حكمراني مي‌كرد. لذا اين مردم ازستم هول ناكي رنج مي‌برد كه با ابتدايي ترين حقوق انساني در تعارض بود.
 براي اولين بار زمزمه هاي حقوق انسان اروپايي درقرن17مطرح گرديد.اين زمزمه توسط بعضي متفكران چون جان لاك، روسو و والتر، پيچيد. اينان ازحقوق فطري وذاتي انسان سخن راندند كه درهمه‌ي احوال وبا هيچ توجيهي نمي‌شودانسان را از آن ها محروم ساخت. در اثر طرح اين درخواست‍ها، كشمكش طولاني دربريتانيا بين حكومت ومردم به وجود آمد كه پيامد آن دست يابي مردم به بعضي ازحقوق سياسي واجتماعي شان درسال 1688م بود.
 
 
قسمت های بعدی را دربخش اجتماعی  سایت حقیقت آنلاین می خوانید.
     _____________________________________________
 
پي نوشت ها:
 
(1). الميزان، محمد حسين طبا طبايي، ج 2، ص26
)2همان، ج2، ص264
3. همان.
4همان، ص265،266
5 . جايگاه زن دراسلام ، مصطفي قوچاني ، ص7، 8
6. همان منبع ص 9
7. همان، ص 10، 11
8همان، ص12
9 . الميزان ، ج2، ص 26- 127 .
امتیاز دهی
مطالب مرتبط
نظرات
نوشتن دیدگاه جدید

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟