بسم الله الرحمن الرحيم
تسلیت مصائب و دعا برای شهدا و اموات
تسلیت عرض می نمایم مصائب امت اسلامی، عزاهای ماه صفرالمظفر، تجاوز دشمنان به سرزمین های مسلمین وشهادت بزرگان و جمع کثیری از اقشار مختلف امت را.
یاد وخاطره ای شهدا و درگذشتگان اخیر را گرامی میدارم و برای آنان آرامش روح و علو درجات و برای بازماندگانشان صبر، اجر و تسلی مسئلت می کنم. شهادت هر مؤمنی، ضایعه ای بزرگ و اندوهی سنگین است؛ اما ایمان به ما می آموزد که شهدا زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند و راه پر فروغ آنان، چراغ راه آیندگان و مایه امید و ایستادگی امت خواهد بود.
از درگاه خداوند یکتا برای همه مسلمانان و مظلومان جهان، پیروزی و رهایی از ظلم و ستم را خواستارم؛ امیدوارم این سوگ ها، همبستگی بیشتری در دل ها بیافریند و همگان را به وحدت و مهربانی نزدیک تر کند.
آغاز سخن:
دوستان گرامی، نجیب، شریف، عزتمند و کوشا، سلام و درودهای خالصانه و مشفقانه مرا پذیرا باشید؛ برای همگان از درگاه ایزدی توفیق، سعادت، سلامتی و به روزیِ هرچه بیشتر تمنا دارم.
امیدوارم این نوشتار که از سرِ دلسوزی و دغدغه خیرخواهانه نگاشته می شود، با روی گشاده شما بزرگواران روبه رو شود و راهنمایی هرچند اندک در مسیر روشنایی وپیشرفت باشد.
سابقه موضوع:
حدود شش سال پیش، درباره ای ضرورت های اجتماعی و غیر اجتماعی مطالبی نوشته بودم؛ مطالبی که حاصل تأمل و مشاهده سال های زندگی بود. اکنون به نظرم رسید ضمن به روز رسانی مطالب گذشته، نکاتی نیز برای برخی از نیازهای امروزی بنویسم؛ نیازهایی مانند خلأ مدیریت کلان جامعه، آسیب های اجتماعی و تربیتی، اقتضائات مهاجرت و برنامه ریزی برای شرایط فعلی، استفاده شایسته از ظرفیت ها و استعدادهای جامعه، باید ها و نبایدهای انقلاب و مبارزات و راه کارهایی برای رفع ضعف های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... .
دنیا در این سال ها به سرعت تغییر کرده است؛ پس لازم است اندیشه ها و برنامه های ما نیز همراه با این تغییرات، بازنگری و روزآمد شود. آنچه دیروز راه گشا بود، ممکن است امروز پاسخگوی نیازها نباشد؛ از این جهت، باز اندیشی و نوکردن دیدگاه ها نه تنها خطا نیست که نشانه خردمندی، تواضع و پویایی است. نسل ها، ابزارها و مسائل نو می شوند، ما نیز باید چشم ها و ذهن های خود را بر واقعیت های امروز بگشاییم.
غفلت های بزرگ:
بیشترمردم مهاجر ازبعض نارسایی های خود غافلند وغفلت نیز موجب شده است که درپی چاره نباشند؛ به طورنمونه عمده ای آنان مشکلات روانی خود را درک نمی کنند؛ و اگر هم متوجه شوند، اهمیت نمی دهند یا این گونه مشکلات را عیب دانسته، پنهان می کنند. در نتیجه، معضلات روحیِ آنان بدون علاج، روز به روز رو به افزایش می رود و این غفلت، خسارت های سنگینی به بار آورده است.
غفلت از سلامت روان را شاید بتوان یکی از مهم ترین آسیب های پنهان جامعه دانست. بسیاری ازمشکلات رفتاری وحتی بیماری های جسمی، ریشه های روانی دارد اما برخی به جای درمان، آن ها را نادیده می گیرند یا از سرِ شرم وغرور، از گفتنِ آن خودداری می کنند. این پنهان کاری، درد را درمان نمی کند بلکه آن را عمیق تر، مزمن تر و از کنترل خارج تر می سازد.
افسردگی، اضطراب، استرس، احساس پوچی و...، آرام آرام خانه و خانواده را در می نوردند، روابط را سرد می کند، شور و نشاط کار و تلاش را می گیرد وحتی به پیکره اقتصاد و امنیت جامعه نیز آسیب می رساند. چه بسیار خانواده هایی که از این گونه آسیب ها رنج می برند و نمی دانند که یکی از راه های چاره، مراجعه به مشاورِ آگاه است؛ مراجعه به مشاور نه نشانه ضعف و ننگ، که مانند مراجعه به پزشک برای بیماری جسمی، نشانه دور اندیشی، شجاعت و خود مراقبتی است.
راهکار شایسته:
شایسته وبایسته است مسئولان امور، در صورت امکان در محله های اقامت مردمِ هدف، مرکزی ایجاد کنند و طرحی ترکیبی را عملیاتی سازند؛ تأسیس مرکز مشاوره، غربالگری افراد آسیب پذیر و بهره گیری از روان شناس های تحصیل کرده بومی وغیربومی می تواند بخشی از این طرح ترکیبی باشد.
ازمکان هایی مانند مساجد، مدارس و مراکز بهداشت برای گفت و گو و مشاوره روانی، می توان استفاده کرد و ازطریق مساجد و شبکه های اجتماعی اهمیت مشاوره را آموزش همگانی داده و فرهنگ سازی کنیم تا مراجعه به مشاور مانند مراجعه به پزشک، کاری عادی و ستوده شود.
متاسفانه هزینه هایی که جامعه امروز صرف درمان آسیب های روانی و تبعات آن می کند، ده ها برابر هزینه هایی است که می توانست صرف پیشگیری شود.
نه همه کاره باشیم، نه بی کاره:
اعضای جامعه نه همه کاره باشند و نه بی کاره؛ نه عمر خود را به بطالت بگذرانند و نه هر فردی به همه کارها دست بزند، چون این کار نتیجه و موفقیتی ندارد؛ بلکه باید بر اساس تقسیم کار، هر کس وظایف مشخص خود را پیش ببرد.
هر انسانی استعداد، توانایی و علاقه مندی ویژه ای دارد. اگر این ظرفیت ها درست شناسایی، هدایت و به کار گرفته شود، جامعه به کارگاهی پویا و به هم پیوسته در حرکت کلی تبدیل می شود اما اگر همه به یک کار بپردازند و از کارهای دیگر غافل شوند یا همه بخواهند همه کاره باشند، هرج و مرج پدید می آید و هیچ کاری به سرانجام درست نمی رسد.
پس محصل درس بخواند، محقق و دانشمند به دانش افزایی و گشودن و توسعه مرزهای دانش بپردازد، سیاست گذاران و سیاست ورزان برنامه ریزی و سیاست ورزی کنند، مدیران و مجریان به اجرا بپردازند و بقیه نیز خلأهای دیگر را پر کنند. دراین صورت، همه ای نیازها رفع می شود و همه نقش آفرینان جامعه، هر کدام با سهم خود این پیکره را می سازند و به پیش می برند.
برای امروز وفردا:
آنچه می گوییم و می نویسیم، بخشی از آن در حال حاضر قابل اجراست و بخشی دیگر جنبه مطالعاتی و آموزشی دارد تا به درد آیندگان بخورد. اگر هر مجموعه و نسلی وظایف خود را در قبال جامعه با برنامه، دقت و استمرار انجام دهد، خلأ ها وضعف ها به حداقل خواهد رسید؛ چنانچه برخی اصلاحات، نیازمند زمینه سازی و زمان است، شتاب زدگی در این راه نتیجه مطلوب نمی دهد.
بقول شاعر:
رهرو آن نیست که گاه تند و گاهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
پروردگارا! ما را به آنچه می پسندی توفیق ده و بینش، همت، صبر، همدلی و محبت مارا روز افزون فرما.
ادامه دارد…
:: بازدید از این مطلب : 29
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1