عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

 ✅ *یاد آوری* :

  قسمت های قبل مقدمه ای خاطرات بود که از تذکرات وکلیاتی درباب انقلاب، مبارزه، جمهوری اسلامی و...، تشکیل گردیده بود.

اما اکنون، به قلب خاطرات انقلاب قدم می‌گذاریم.

از تحولات سال های دورتر ازکودتای کمونیست ها(به اصطلاح انقلاب ثور) در۱۳۵۷شمسی شروع می کنیم وبه مرور یادمانده ها وحوادث می پردازیم .

 *ازچه زمانی به یاد می آورم؟*


 ممکن است بعض خاطرات خودم مربوط به  قبل از سال ۱۳۵۵شمسی باشد ودرحافظه نتوانم زمان آن هارا با رویداد تطبیق کنم.

اما آنچه قطعی است این است که حوادث و مسائلی پیرامون خودم را از سال ۱۳۵۵ شمسی به یاد می آورم، مثل رفتنم‌ باپدرم وبستگان به منبر بالای زیرچغت، به استقبال سربازان (عسکرها) که خدمت خودرا به پایان برده بودند، دل‌هایشان به هوای وطن، پر می‌کشید واز راه رسیده بودند.

بعدا" صحبت شد که این آقایان خدمتگزار، سال ۱۳۵۵ شمسی از سربازی(عسکری) ترخیص شدند.

همچنین تذکره(شناسنامه) ای که تاحالا آن را دارم، نشان می دهد که مطابق نوشته ای مامور احصائیه دولت محمد داوود، سال ۱۳۵۴شمسی درسرشماری شرکت کردم وتذکره دریافت کردم.

 *ذهنیت انقلاب، کودتا و...  :

دراین سال ها امثال من از انقلاب، کودتا،رژیم  شاهی ویا جمهوری درکی نداشتیم

اماوقتی بزرگ وباسواد شدم، متوجه شدم دروقت حاکمیت کودتایی سردارمحمدداود وتحول رژیم از شاهنشاهی به جمهوری محمد داود، سرشماری واحصاء شدم.

عصری که احوال وطن دگرگون شده بوده، حتی آبستن تحولات عمیقی بوده و سرنوشت ما در دست تاریخ؛ چه بازی‌های را که دیدیم!!

 در برابر انحراف ها، تجاوز ها و ستم ها، چه قیام‌هایی که برپا شد!! وچه فریادهایی از سینه‌ها برخاست!!

چه مردمانی که شور و اشتیاق آزادی را درسینه داشتند، رهروان راه آزادی، بودند!! بذری که در دل ها کاشته شد، و با خون، آبیاری گشت.

فرصت دیگری لازم است که خصوص کودتا وجمهوری محمدداود را بررسی کرده وتفاوت حکومت داودی با شهنشاهی وسلطنت محمدظاهری بیان کنیم.

 *طوایف وشغل مردم سوزمه قلعه* :

درسن رشد، متوجه شدم که در محل زندگیم سه طایفه زندگی می‌کنند.

1. طایفه ازبک‌ .

۲. طایفه هزاره .

۳ . طایفه ای که امروزه به عنوان بلوچ یا فارس شناخته می شوند.

 مردم بلوچ (فارس) که مهاجران قندهاربودند، ازطریق شغل کشاورزی و دامداری(دامداری) امرار معاش می‌کردند. اشتغال به کار و کسب‌های دیگر درمجموعه ای آنان کم بود.

دوطایفه دیگر کارکشاورزی وکسب های دیگر داشتند اما مالداری(دامداری)تقریبا" نداشتند.

 *مذهب قندهاری ها، نگین نجات‌بخش :*

کوچک که بودم، بزرگترها می‌گفتند پدران ما مذهب شیعه را درگودان(زیربغل)خود از سرزمین قندهار آوردند؛ کنایه از این که آنان ازقدیم شیعه بودندو بامشکلات تشیع را همچون گنجی گرانبها برای خودحفظ کردند؛ درخفقان ها ومسیرهجرت به شمال کشور، درتنگنای مذهبی به سر بردند، امابا عشق اهلبیت(ع) که درسرداشتند، مهر شیعه را باخود بردند وایمان و عقیده را بردیوارهای تاریخ و جغرافیا، نقش زدند.

به دلیل همین هجرت ازقندهار،  به مردمانی ازسوزمه قلعه،خوب آباد، بغاوی، قندوز وشولگره درصفحات شمال، قندهاری می گویند.

 قندهاردرقدیم نام یکی از نایب الحکومتی های کشوربود وبعدا"

نام یکی از ولایات جنوبی افغانستان شدکه مناطق ارزگان وهلمندرا نیز پوشش می داد اما از ابتدای نیم قرن اخیر ولایات ارزگان،هلمند ودایکندی از آن جداشد و ولسوالی های محدودی برایش باقی ماند.

درنتیجه ای تقسیات کشوری جدید، ولسوالی های کجران وناومیش که موطن قبلی مردم بلوچ( فارس)بوده، جزء ولایت دایکندی شد.

این که سابقه ای بلوچ( فارس)های سوزمه قلعه، قبل ازسکونت درقندهار(دایکندی)به کدام منطقه برمی‌گردد و با کدام نژاد وتیره پیوند دارد؟

 پرسشی است که در دل روشن و ضمیر ناتوان، باقی است و نیازمند گفتگو وآگاهی بیشتر است.

  *ادامه دارد...*🌱



:: برچسب‌ها: سوزمه قلعه" ، " خطرات" ، "خاطرات"، محمد موسی" ، "زکی" ,
:: بازدید از این مطلب : 8
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : majallehaqiqat
ت : جمعه 06 شهریور 1405
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید