وبلاگicon

زندگی نامه وسخنان امام نهم حضرت جوادالائمه(ع)

دسته بندی محصولات

پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

درباره ما

     مجلهءحقیقت
    مجلهء حقیقت «تاسیس1384ش» دورهءجدید. از اینکه مجلهءحقیقت را انتخاب کردید خوشحالیم. مارا از آثار و نظرات سازندهء خود بهره مند کنید. majallehaqiqat.loxblog.com

لینک دوستان

امکانات جانبی

    فرم تماس با ما تماس با ما

ورود کاربران

    نام کاربری
    رمز عبور

    » رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

    نام کاربری
    رمز عبور
    تکرار رمز
    ایمیل
    کد تصویری

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 1250
    کل نظرات کل نظرات : 49
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 41

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 255
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 1003
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 26
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 100
    آي پي امروز آي پي امروز : 85
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 334
    بازدید هفته بازدید هفته : 4319
    بازدید ماه بازدید ماه : 4588
    بازدید سال بازدید سال : 4588
    بازدید کلی بازدید کلی : 4588

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 44.192.254.246
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز :

خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



آخرین نطرات

    علی آقا محمدی - تشکر فراوان از آقای اسماعیلی بابت گزارش خوبشون - 1396/11/25
    فهیمی - سلام.مدت زیادی از فعالیت در مجله حقیقت دور بودم امروز دیدم مجله پرباری شده و مطالب بسیار مفید ارایه می شود. از دست اندر کاران و عزیزانی که زحمت میکشد کمال تشکر را دارم. - 1396/3/16
    mohseni - روحش شاد
    خداوند غریق رحمتش کند با این فعالیتهای ماندگارش
    امروز هرچه داریم از دست علمای خاضع و زحمت کش است
    همه مایه افتخار اسلام و مسلمین هستند. - 1395/10/4
    حیاتی - سلام استفاده کردیم عالی بود - 1395/2/25/majallehaqiq
    حیاتی - سلام تشکر از اطلاع رسانی جامع
    پاسخ: سلام سپاس از حسن نظرتان... - 1395/2/22/majallehaqiq
    نعمت الله کامرانی. - عرض سلام ،احترام وخسته نباشید

    برخودلازم میدانم از تمامی کسانی که باعث وبانی برگزاری این مراسم معنوی بودند ویادوخاطرات انشهدای بی شمع وچراغ را درخاطره ها طنین انداز نمودند تشکروقدردانی نمایم وخداقوت رانثارشان کنم.

    اجرکم عندالله
    پاسخ: سلام... سپاس از حسن نظر شما... - 1395/2/22/majallehaqiq
    محمد بیانی - عکس یاد گاری تان حرف نداشت اشنایان قدیمی در هم جمعند روح شهدا را هم خدا وند غریق رحمت .نماید
    پاسخ: ممنون از ارسال پیامتان... - 1395/2/22/majallehaqiq
    آریایی - ان شا الله تمام عاشقان و دوست داران اهل بیت ع بتوانند به سلامت به زیارت امام حسین ع مشرف شوند...
    و هر دو دولت عزیز و برادر ایران و عراق بتوانند در امر ورود و خروج زایران همکاری کنند.
    - 1394/9/7/majallehaqiq
    مجتبی عابدی - آقای اسماعیلی چرا مال امسال رو نمی زارین؟ - 1394/3/2/majallehaqiq
    مولامهدی گل یاس - یک منتقم از طواف حج می آید

    با اسب، و ذوالفقار کج می آید

    آمین خدا برای اللهم

    عجل ولیک الفرج می آید

    خیلی ممنون از شما همکار گرامی - 1392/10/19

آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
1 2708 mojtaba
1 961 afg
1 1022 afg

زندگی نامه وسخنان امام نهم حضرت جوادالائمه(ع)

 

زندگی نامه وسخنان امام نهم حضرت جوادالائمه(ع)
 
محمد موسی زکی
 
امام نهم شيعيان حضرت جواد ( ع ) در سال 195 هجرى در مدينه ولادت يافت .

نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقى است .

القاب ديگرى مانند : رضى و مقتى نيز داشته، ولى تقى از همه معروفتراست .

مادر گرامي اش سبيكهيا خيزران است كه اين هر دو نام در تاريخ زندگى آن حضرت ثبت است .

امام محمدتقى ( ع ) هنگام شهادت پدر حدود 8 ساله بود .

پس از شهادت جانگداز حضرت رضاعليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203 ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه ( ع ) منتقل شد .

مأ مون خليفه عباسى كه همچون ساير خلفاى بنى عباساز پيشرفت معنوى ونفوذ باطنى امامان معصوم و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراسداشت , سعى كرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد .

از اينجا بودكه مأ مون نخستين كارى كه كرد، دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد(ع ) درآورد , تا مراقبى دايمى و از درون خانه , برامام گمارده باشد .

رنجهاىدايمى كه امام جواد ( ع ) از ناحيهء اين مأ مور خانگى برده است ، در تاريخ معروف است .

از روشهايى كه مأ مون در مورد حضرت رضا ( ع ) به كار ميبست، تشكيل مجالسبحث و مناظره بود .

مأ مون و بعد معتصم عباسى ميخواستند از اين امام ( ع ) را در تنگنا قرار دهند .

در مورد فرزندش حضرت جواد(ع ) نيز چنين روشى را به كار بستند .

به خصوص كه در آغاز امامت هنوزسنى از امام جواد ( ع ) نگذشته بود .

مأ مون نميدانست كه مقام ولايت وامامت كهموهبتى است الهى است ، بستگى به كمى و زيادى سالهاى عمر ندارد .

حضرتجواد ( ع ) با عمر كوتاه خود كه همچون نوگل بهاران زودگذربود و در دورهاى كهفرقه هاى مختلف اسلامى و غير اسلامى ميدان رشد و نمو يافته بودند و دانشمندان بزرگىدر اين دوران ، زندگى مي كردند و علوم و فنون سايرملت ها پيشرفت نموده و كتابهاىزيادى به زبان عربى ترجمه و در دسترس قرارگرفته بود، با كمیی سن وارد بحثهاى علمىگرديد و با سرمايه خدايى امامت كه ازسرچشمه ولايت مطلقه و الهام ربانى مايه ور بود , احكام اسلامى را مانند پدران و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعليم و ارشادپرداخت و به مسائل بسيارى پاسخ گفت .

براى نمونه يكى ازاحتجاجات حضرت امام محمدتقى ( ع ) را در زير نقل ميكنيم :
عياشى در تفسير خود ازذرقان كه همنشين و دوست احمد بن ابى دؤاد بود ,نقل مي كند كه ذرقان گفت : روزى ابن ابى دؤاد ناراحت به نظر رسيد .

گفتم : چه شده است كهامروزاين چنين ناراحتى ؟ گفت : در حضور خليفه و ابوجعفر فرزند على بن موسىالرضاجريانى پيش آمد كه مايه شرمسارى و خوارى ما گرديد .

گفتم : چگونه ؟ گفت : سارقى را به حضور خليفه آورده بودند كه سرقتش آشكار و دزد اقرار به دزدى كرده بود .

خليفه طريقه اجراى حد و قصاص را پرسيد .

عده اى از فقها حاضر بودند ,خليفه دستور داد بقيه فقيهان را نيز حاضر كردند و محمد بن على الرضا را هم خواست .

خليفه از ما پرسيد : حد اسلامى چگونه بايد جارى شود ؟ من گفتم : از مچ دستبايد قطع گردد .

خليفه گفت : به چه دليل ؟ گفتم : به دليل آنكه دست شاملانگشتان و كف دست تا مچ دست است , ودر قرآن كريم در آيه تيمم آمده است : فامسحوابوجوهكم و ايديكم .

بسيارى ازفقيهان حاضر در جلسه گفته من را تصديق كردند .

يك دسته از علماء گفتند : بايد دست را از مرفق بريد .

خليفه پرسيد : به چه دليل ؟ گفتند : به دليل آيه وضو كه در قرآن كريم آمده است : ... و ايديكمالى المرافق .

و اين آيه نشان مي دهد كه دست دزد را بايد از مرفق بريد .

دسته ديگر گفتند : دست را از شانه بايد بريد چون دست شامل تمام اين اجزاءمي شود .

و چون بحث و اختلاف پيش آمد ، خليفه روى به حضرت ابوجعفر محمد بنعلى كرد و گفت : يا اباجعفر : شما در اين مسئله چه مي گوييد ؟ آن حضرت فرمود : علماىشما در اين باره سخن گفتند .

من را از بيان مطلب معذور بدار .

خليفهگفت : به خدا سوگند كه شما هم بايد نظر خود را بيان كنيد .

حضرت جواد فرمود : اكنون كه من را سوگند مي دهى پاسخ آن را مي گويم .

اين مطالبى راکه علما درباره حد دزدى بيان كردند خطاست .

حد صحيح اسلامى آن است كه بايدانگشتان دست را غير از انگشت ابهام قطع كرد .

خليفه پرسيد : چرا ؟ امام ( ع ( فرمود : زيرا رسول الله ( ص ) فرموده است سجود بايد بر هفت عضو از بدن انجام شود : پيشانى , دو كف دست , دو سر زانو , دو انگشت ابهام پا , و اگر دست را از شانه يامرفق يا مچ قطع كنند براى سجده حق تعالى محلى باقى نمي ماند , و در قرآن كريم آمدهاست و ان المساجد لله ... سجده گاه هااز آن خداست , پس كسى نبايد آنها را ببرد .

معتصم از اين حكم الهى و منطقى بسيار مسرور شد , و آن را تصديق كرد وامرنمود انگشتان دزد را برابر حكم حضرت جواد ( ع ) قطع كردند .

ذرقان ميگويد : ابن ابى دؤاد سخت پريشان شده بود , كه چرا نظر او در محضرخليفه رد شده است .

سه روز پس از اين جريان نزد معتصم رفت و گفت : يا اميرالمؤمنين , آمده امتو را نصيحتى كنم و اين نصحيت را به شكرانه محبتى كه نسبت به ما دارى ميگويم .

معتصم گفت : بگو .

ابن ابى دؤاد گفت : وقتى مجلسى از فقها و علماتشكيل مي دهى تا يك مسئله يا مسائلى را در آنجا مطرح كنى , همه بزرگان كشورى و لشكرىحاضر هستند , حتى خادمان و دربانان و پاسبانان شاهد آن مجلس و گفتگوهايى كه در حضورتو مي شودهستند , و چون مي بينند كه رأ ى علماى بزرگ تو در برابر رأ ى محمد بن علىالجوادارزشى ندارد , كم كم مردم به آن حضرت توجه مي كنند و خلافت از خاندان تو بهخانواده آل على منتقل مي گردد , و پايه هاى قدرت و شوكت تو متزلزل مي گردد .

اين بدگويى و اندرز غر ض آلود در وجود معتصم كار كرد و از آن روز در صددبرآمداين مشعل نورانى و اين سرچشمه دانش و فضيلت را خاموش سازد .

اين روش را مأ مون نيز در مورد حضرت جوادالأ ئمه ( ع )به كار ميبرد , چنانكه درآغاز امامت امام نهم , مأ مون دوباره دست به تشكيل مجالس مناظره زد و از جمله ازيحيى بن اكثم كه قاضى بزرگ دربار وى بود , خواست تا از امام ( ع ) پرسشهايى كند , شايد بتواند از اين راه به موقعيت امام ( ع ) ضربه وارد كنداما نشد , واما از همه اين مناظرات سربلند بیرون آمد .

روزى از آنجا كه يحيى بن اكثم بهاشاره مأ مون ميخواست پرسشهاى خودرا مطرح سازد مأ مون نيز موافقت كرد , و امام جواد(ع ) و همه بزرگان ودانشمندان را در مجلس حاضر كرد .

مأ مون نسبت به حضرتامام محمد تقى ( ع )احترام بسيار كرد و آنگاه از يحيى خواست آنچه مي خواهد بپرسد .

يحيى كه پيرمردى سالمند بود , پس از اجازه مأ مون و حضرت جواد ( ع ) گفت : اجازه مي فرمايى مسأ لهاى از فقه بپرسم ؟ حضرت جواد فرمود : آنچه دلت ميخواهد بپرس .

يحيى بن اكثم پرسيد : اگر كسى در حال احرام قتل صيد كرد چه بايد بكند ؟حضرت جواد ( ع ) فرمود : آيا قاتل صيد محل بوده يا محرم ؟ عالم بوده ياجاهل ؟ بهعمد صيد كرده يا خطا ؟ محرم آزاد بوده يا بنده ؟ صغير بوده يا كبير ؟ اول قتل اوبوده يا صياد بوده و كارش صيد بوده ؟ آيا حيوانى را كه كشته است صيد تمام بوده يابچه صيد ؟ آيا در اين قتل پشيمان شده يا نه ؟ آيا اين عمل درشب بوده يا روز ؟ احراممحرم براى عمره بوده يا احرام حج ؟ يحيى دچار حيرت عجيبى شد .

نمي دانستچگونه جواب گويد .

سر به زيرانداخت و عرق خجالت بر سر و رويش نشست .

درباريان به يكديگر نگاه مي كردند .

مأ مون نيز كه سخت آشفته حالشده بود در ميان سكوتى كه بر مجلس حكمفرما بود ,روى به بنى عباس و اطرافيان كرد وگفت : - ديديد و ابوجعفر محمد بن على الرضا را شناختيد ؟ سپس بحث را تغيير داد تااز حيرت حاضران بكاهد .

بارى , موقعيت امام جواد ( ع ) پس از اين مناظراتبيشتر استوار شد .

امام جواد ( ع ) در مدت 17 سال دوران امامت به نشر وتعليم حقايق اسلام پرداخت , و شاگردان و اصحاب برجستهاى داشت كه : هريك خود قله اىبودند ازقله هاى فرهنگ و معارف اسلامى مانند : ابن ابى عمير بغدادى , ابوجعفر محمدبن سنان زاهرى , احمد بن ابى نصربزنطى كوفى , ابوتمام حبيب اوس طائى , شاعر شيعىمشهور , ابوالحسن على بن مهزيار اهوازى و فضل بن شاذان نيشابورى كه در قرن سوم هجرىمي زيسته اند .

اينان نيز همچون امام بزرگوارشانهميشه تحت نظر بود هركدام به گونه اى مورد تعقيب و گرفتارى بودند .

فضل بن شاذان را از نيشابوربيرون كردند .

عبدالله بن طاهر چنين كرد و سپس كتب او را تفتيش كرد و چونمطالب آن كتابها را درباره توحيد و .. به او گفتند قانع نشد و گفت مي خواهم عقيدهسياسى او را نيز بدانم .

ابوتمام شاعر نيز از اين امر بي بهره نبود , اميرانىكه خود اهل شعر وادب بودند حاضر نبودند شعر او راكه بهترين شاعر آن روزگار بود) چنانكه درتاريخ ادبيات عرب و اسلام معروف است )بشنوند و نسخه از آن داشته باشند .

اگر كسى شعر او را براى آنان , بدون اطلاع قبلى , مينوشت و آنان از شعرلذت ميبردند و آن را ميپسنديدند , همين كه آگاه ميشدند كه از ابوتمام است يعنى شاعرشيعى معتقد به امام جواد ( ع ) و مروج آن مرام , دستور ميدادند كه آن نوشته را پارهكنند .

ابن ابى عمير عالم ثقه ومورد اعتماد بزرگ نيز درزمان هارون و مأمون , محنت هاى بسيار ديد , او را سالها زندانى كردند , تازيانه ها زدند .

كتابهاى او را كه مأ خذ عمده علم دين بود , گرفتند و باعث تلف شدن آن شدندو ... بدين سان دستگاه جبار عباسى با هواخواهان علم و فضيلت رفتار مي كرد و چهظالمانه شهادت حضرت جواد ( ع)اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه كوتاهعمر بود ولى رنگ و بويش مشام جانها را بهره مند ساخت .

.
آثار فکري و رواياتي که از آن حضرت نقل شده و مسائلي را که آن امام پاسخ گفته و کلماتي که از آن حضرت بر جاي مانده، تا ابد زينت بخش صفحات تاريخ اسلام است .
دوران عمر آن امام بزرگوار 25سال و دوره امامتش 17سال بوده است . معتصم عباسي از حضرت جواد(ع)دعوت کردکه ازمدينه به بغدادبيايد.
امام جواد در ماه محرم سال 220هجري به بغداد وارد شد . معتصم که عموي ام الفضل زوجه حضرت جواد بود ، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند . علت اين امر اين انديشه شوم بود که مبادا خلافت از بني عباس به علويان منتقل شود .
از اين جهت ، درصدد تحريک ام الفضل برآمدند و به وي گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستي، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علي الجواد ، مادر علي هادي فرزندخودرابرتورجحان مي نهد.
اين دو تن آن قدر وسوسه کردند تا ام الفضل - چنان که روش زنان نازاست - تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريک و تلقين معتصم و جعفر برادرش ، تسليم گرديد .
آنگاه اين دو فرد جنايتکار سمي کشنده در انگور وارد کردند و به خانه امام فرستاده تا سياه روي دو جهان ، ام الفضل ، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع ) گذاشت ، و از انگورها تعريف و توصيف کرد و




و حضرت جواد ( ع ) را به خوردن انگور وادار ودر اين امر اصرار كرد .

امام جواد ( ع )مقدارى از آن انگور را تناول فرمود .چيزى نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس نمود و درد و رنج شديدى بر آنحضرت عارض گشت .

ام الفضل سيه كاربا ديدن آن حالت دردناك در شوهر جوان , پشيمان و گريان شد ; اما پشيمانى سودى نداشت .

حضرت جواد ( ع ) فرمود : چراگريه ميكنى , اكنون كه من را كشتى گريه توسودى ندارد .

بدان كه خداوند متعالدر اين چند روزه دنيا تو را به دردى مبتلاكند و به روزگارى بيفتى كه نتوانى از آننجات يافت .

در مورد مسموم كردن حضرت جواد ( ع ) قولهاى ديگرى هم نقل شدهاست .

زنان و فرزندان حضرت جواد ( ع(:
1- زن حضرت جواد ( ع ) ام الفضل دخترمأ مون بود .

حضرت جواد ( ع ) از ام الفضل فرزندى نداشت .

2-حضرت اماممحمد تقى زوجه ديگرى مشهور به ام ولد و به نام سمانه مغربيه داشته است .

فرزندان آن حضرت را 4 پسر و 4 دختر نوشته اند بدين شرح :

1 -
حضرتابوالحسن امام على النقى ( ع)

2 -
ابواحمد موسى مبرقع

3 -
ابواحمد حسين

4 -
ابوموسى عمران

5 -
فاطمه

6 -
خديجه

7 -
ام كلثوم

8 –
حكيمه
حضرت جواد ( ع ) مانند جده اش فاطمه زهرا كوتاه زندگىو عمرى سراسررنج و مظلوميت داشت .

بدخواهان نگذاشتند اين مشعل نورانى نورافشانى كند .
امام نهم در آخر ماه ذيقعده سال 220 ه .به سراى جاويدان شتافت .

قبر مطهرش در كاظمين عقب قبر منور جدش حضرت موسى بن جعفرزيارتگاه شيعيان است.

سخنان حکبمانه امام :
 
 قالَ امام جواد ( علیه السّلام ) :
1 - از امام جواد (ع) پرسیدند : چرا از میان نیاکانت تنها پدر تو رضا نامیده شد؟ فرمود : زیرا همانگونه که یاران موافق حضرت (ع) بدیشان خشنود شدند٬ دشمنان مخالف ایشان نیز به وجود حضرتش (ع) خشنود گشتند٬ و این   برای هیچ یک از پدران ایشان میسر نشد و به همین سبب پدر من از میان آنان رضا (ع) نامیده شد.
  2-مومن نیازمند سه خصلت است؛ توفیقی از خداوند٬ پندگویی از درون خویش و پذیرشی از آن کس که وی را نصیحت کند.
3- اظهار چیزی پیش از آنکه محکم و قطعی گردد باعث تباهی آن است.
4-فقه(علم به احکام شریعت ) بهای هر کالای گرانقدر و نردبان ترقّی وصول به هر مقام بلندی است.
5-   آنکس که از هوای نفس خود اطاعت و فرمانبرداری نماید ، با این عمل آرزوهای دشمن خویش را برآورده است.
6 - امام جواد (ع) نیز فرموده اند : گذشت زمان پرده ها را می درد و اسرار نهان را بر تو آشکار می کند.
 
   -----------------------------------------
 منبع :
1-   عیون أخبار الرضا 1/13
2-    البحار : 78/358
3-   تحف العقول 457
4-   البحار 1/67
5-   سفینه ی 2 ((هوری))،ص728
6-    بحار جلد 17ص214

 


 

کانال مهدوی و مذهبی

Get our toolbar!
کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (علیه السلام)‍‍‍
مولامهدی گل یاس

تاریخ ارسال پست: ساعت: 19:34
برچسب ها : ,
می پسندم نمی پسندم

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


برای دیدن نظرات بیشتر روی شماره صفحات در زیر کلیک کنید

نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: